فکرش درگیر حسی عمیق بود
رقص با بدنهای درهم تنیده
حرکت آرام دستها بر روی پوست داغ
هر حرکت داستانی جدید میساخت
در هم آمیختگی بدنها
در اوج شور و اشتیاق
شهوتی که سرکش بود
داستان سکس تانجو
اشتیاق در چشمانش موج میزد
تپش قلبها همصدا شد
در دریای سکس تانجو
نفسهای بریده بریده
هر حرکت یک بوسه
داستانی از هوس و لذت
رازهای ناگفته
در آغوش هم
لذت بی نهایت 